أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
385
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
نجم الدين ابى الجناب و شيخ تاج الدين اشنهى « 193 » داشت و خرقه از دست پدر « 194 » خود پوشيده و پدر او از دست شيخ شهاب الدين سهروردى رحمت الله عليه و آن خرقه باقيست در دست فرزندان او و كرامات او در ميان خلق فاش است و وفات او در سال هفتصد « 195 » بود و مدفن او در بازار كفشدوزان است . شيخ فريد الدين عبد الودود بن داود « 196 » عالمى عابد ، خائف و متواضع بود « 197 » و بر خلق خداى مشفق و مهربان بود و چند سال وعظ ميگفت از بهر خداى در مسجد
--> ( 193 ) - اطلاع درست روشنى از احوال اين شخص در جائى بدست نياورديم ولى گمان ميكنيم به ظن بسيار قوى كه اين شيخ تاج الدين اشنهى بايد پدر شيخ صدر الدين محمود اشنهى سابق الذكر باشد كه بنقل از وصاف شمهء از احوال او را در آنجا ذكر نموديم ، در كتاب « تحفة العرفان فى ذكر سيد الاقطاب روزبهان » در فصل مشايخى كه معاصر با شيخ روزبهان بقلى [ متوفى در سنهء 606 ] بودهاند ولى با او ملاقات نكرده بودهاند حكايتى ممتع راجع بيكى از ايشان موسوم بشيخ الاسلام تاج - الدين محمود اشنهى نقل مىكند بروايت از پسر او شيخ صدر الدين محمد اشنهى كه بواسطهء طول حكايت از نقل آن صرفنظر گرديد ، اين شيخ تاج الدين محمود اشنهى مذكور در تحفة العرفان باحتمال بسيار قوى بمناسبت اتحاد لقب و نسب و توافق عصر بايد همين شيخ تاج الدين اشنهى مذكور در متن حاضر ما باشد و پسرش شيخ صدر الدين محمد اشنهى نيز به ظن بسيار قوى بايد همان شيخ صدر الدين محمود اشنهى مذكور باشد بنقل از وصاف ، منتهى در وصاف نام او را محمود نگاشته و در تحفة العرفان محمد و لابد يكى ازين دو تحريف ديگرى بايد باشد ، - در مجمل فصيح خوافى در حوادث سنهء 646 در ترجمهء احوال شيخ سيف الدين باخرزى متوفى در سنهء 659 گويد كه « وى خرقهء تبرك از دست شيخ تاج الدين محمود بن حداد الاشنهى پوشيده است » كه باز بواسطهء توافق عصر و لقب و نسبت بأظهر وجوه بايد اين شيخ تاج الدين محمود اشنهى مذكور در مجمل فصيح خوافى همين شيخ تاج الدين اشنهى مذكور در متن حاضر باشد . ( 194 ) - يعنى شيخ عز الدين محمد بن فريد الدين روزبهان متوفى در سنهء 629 كه شرح احوال او خواهد آمد و در شيرازنامه 122 - 123 نيز ترجمهء احوال او مذكور است ، حاشيه علامه قزوينى . ( 195 ) - در شيرازنامهء چاپى ص 135 و همچنين در نسخهء خطى كتاب مزبور مورخهء 833 تاريخ وفات صاحب ترجمه را سنهء احدى و سبعين و ستمائة نگاشته و ظاهرا بقرينهء اينكه شيخ او در ارشاد شيخ نجم الدين كبرى متوفى در سنهء 618 بود ، همين بايد صواب باشد . ( 196 ) - اين شخص پسر صاحب ترجمهء بلافاصله قبل يعنى امام الدين داود است . ( 197 ) - مد : عالمى عابد خائف منزل خود بود .